باب
غزلیات
نظمیں
غزل شمارهٔ 1351ما به کوی تو سگانیم و به راه تو خسیم
9 اشعار
غزل شمارهٔ 1352فرخ آن روز که دیده بر رخت باز کنم
9 اشعار
غزل شمارهٔ 1353ای خوش آن دم که سخنهای تو در گوش کنم
6 اشعار
غزل شمارهٔ 1354پیش روی تو حدیث مه و جوزا نکنم
7 اشعار
غزل شمارهٔ 1355من اگر بر در تو هر شبی افغان نکنم
9 اشعار
غزل شمارهٔ 1356بی تو جان رفت و به تن باز نیاید، چه کنم؟
6 اشعار
غزل شمارهٔ 1357التفاتی به من آن ماه ندارد، چه کنم؟
8 اشعار
غزل شمارهٔ 1358هر شب از دست غمت دیده و دل خون شودم
5 اشعار
غزل شمارهٔ 1359سوی من بین که ز هجرت به گداز آمدهام
6 اشعار
غزل شمارهٔ 1360بی تو امید ندارم که زمانی بزیم
5 اشعار
غزل شمارهٔ 1361بخت برگشت ز من تا تو برفتی ز برم
10 اشعار
غزل شمارهٔ 1362من و گنج غم و در سینه همان سیم تنم
10 اشعار
غزل شمارهٔ 1363خرم آن روز که من آن رخ زیبا بینم
9 اشعار
غزل شمارهٔ 1364یارب، آن روز بیابم که جمالت بینم
9 اشعار
غزل شمارهٔ 1365حال خود باز بر آیین دگر می بینم
10 اشعار
غزل شمارهٔ 1366می گذشتی و به سویت نگران می دیدم
10 اشعار
غزل شمارهٔ 1367مدتی شد که نظر بر رخ یاری دارم
7 اشعار
غزل شمارهٔ 1368گر چه از عقل و دیده و جان برخیزم
9 اشعار
غزل شمارهٔ 1369کس بدین روز مبادا که من بد روزم
7 اشعار
غزل شمارهٔ 1370دل آواره به جایی ست که من می دانم
7 اشعار
غزل شمارهٔ 1371دل صد پاره که صد جا گرهش بر بستم
7 اشعار
غزل شمارهٔ 1372سبزه ها نو می دمد بیرون رویم
7 اشعار
غزل شمارهٔ 1373ای به چشم تو خمار و خواب هم
7 اشعار
غزل شمارهٔ 1374ای رخت چون ماه و از مه بیش هم
9 اشعار
غزل شمارهٔ 1375در فراقت زندگانی چون کنم؟
11 اشعار
غزل شمارهٔ 1376باز با درد جدایی چون کنم؟
5 اشعار
غزل شمارهٔ 1377بر جمالت مبتلایم، چون کنم؟
6 اشعار
غزل شمارهٔ 1378میزنی تو غمزه، من جان می کنم
5 اشعار
غزل شمارهٔ 1379راز دل پوشیده با جانان برم
7 اشعار
غزل شمارهٔ 1380دوش رخ بر آستانش سوده ام
10 اشعار
غزل شمارهٔ 1381هر شبی با گریه های خود خوشم
8 اشعار
غزل شمارهٔ 1382توبه دیرینه را می بشکنم
9 اشعار
غزل شمارهٔ 1383دلبرا، در جان نشین، فی العین هم
5 اشعار
شمارهٔ 1384
8 اشعار
غزل شمارهٔ 1385خم آن طره دلبند کشم
5 اشعار
غزل شمارهٔ 1386گر سخن زان قد رعنا گویم
9 اشعار
غزل شمارهٔ 1387روی تو ماه سما می گوییم
8 اشعار
غزل شمارهٔ 1388من عاشقم، نه رعنا، کز دوست کام خواهم
8 اشعار
غزل شمارهٔ 1389ابر بهار باران، وین چشم خونفشان هم
9 اشعار
غزل شمارهٔ 1390از دل پیام دارم، بر دوست چون رسانم
7 اشعار
غزل شمارهٔ 1391جانا، بر آستانت روزی که جا بگیرم
9 اشعار
غزل شمارهٔ 1392از دست دل بر آنم کز جان خود بشورم
7 اشعار
غزل شمارهٔ 1393چون نارم آنکه فارغ زان آشنا گریزم
5 اشعار
غزل شمارهٔ 1394کاری چو برنیاید از آه صبح خیزم
8 اشعار
غزل شمارهٔ 1395رفتیم ما و دل به یکی سو گذاشتیم
9 اشعار
غزل شمارهٔ 1396هر دم گذر به کوی و سرایی که ما کنیم
9 اشعار
غزل شمارهٔ 1397هر شب به کوی وصل تو دزدیده ره کنیم
9 اشعار
غزل شمارهٔ 1398ما عافیت نثار ره درد کرده ایم
8 اشعار
غزل شمارهٔ 1399رحمی که بر در تو غریب اوفتادهام
7 اشعار
غزل شمارهٔ 1400تا دامن از بساط جهان در کشیده ایم
7 اشعار

