Toggle stanza 1
ما به کوی تو سگانیم و به راه تو خسیم
1

ما به کوی تو سگانیم و به راه تو خسیم

این که پیش تو پس است، از همه رو نیز پسیم

2

بهر یک سجده به راه تو سراسر عشقیم

بهر یک بوسه به پای تو لبالب هوسیم

3

دیگران را چه کنی گرد رخ خویش سپند

کز پی سوختنی هم من و دل هر دو بسیم

4

گر نوازند رقیبان تو ما را، خاکیم

ور بسوزند، بسوزیم که خاشاک و خسیم

5

ما که باشیم که ما را سگ خود نام نهی؟

این سخن با دگری گوی که ما هیچ کسیم!

6

در میان هیچ نه و خشک زبانی به دهان

عالمی کرده پر آواز تو گویی جرسیم

7

عذر تقصیر نخواهیم که از خدمت رفت

گر خدا خواسته باشد که به خدمت برسیم

8

به یکی جرعه می باز خر از خود ما را

که به بازار فنا در گرو یک نفسیم

9

تو همایی به کرم سایه فکن بر خسرو

که ز ناچیزی چون سایه پر مگسیم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور