Toggle stanza 1
توبه دیرینه را می بشکنم
1

توبه دیرینه را می بشکنم

ساقیا، در ده شراب روشنم

2

ساقیم، گر چون تو بت رویی بود

توبه چبود، مهر ایمان بشکنم

3

وقتی آید عاشق از مستی خویش

آنکه زان می مست میرد، آن منم

4

دامنم از گریه خون آلود چیست؟

من که با یوسف، به یک پیراهنم

5

پرسیم «کاندر چه حالی، بازگوی؟»

اینک از اقبال تو جان می کنم

6

هر نفس آهی کشم، وز روز بد

روزگار خویش را آتش زنم

7

زندگی و مردن من چون ز تست

تهمت جان چیست، باری بر تنم؟

8

بار عشقت بس پذیرم منتی

بار سر گر کم کنی از گردنم

9

گفت خسرو سوزشی دارد، از آنک

بلبل دامم، نه مرغ گلشنم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور