Toggle stanza 1
میزنی تو غمزه، من جان می کنم
1

میزنی تو غمزه، من جان می کنم

وز دل مجروح پیکان می کنم

2

چون نمی یارم که بوسم پای تو

پشت دست خود به دندان می کنم

3

می رود جان رخصت نظاره ده

ما که خوش این می کنم آن می کنم

4

عاشق سیمم که چون کاوش زنم

گوی آن چاه زنخدان می کنم

5

پرسیم «کاندر چه کاری، خسروا!»

اینک از دوری تو جان می کنم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور