Toggle stanza 1
هر شب به کوی وصل تو دزدیده ره کنیم
1

هر شب به کوی وصل تو دزدیده ره کنیم

پیش در از طفیل سگان خوابگه کنیم

2

دزدیم هر طرف نظر از بیم مردمان

وانگاه در رخ تو به دزدی نگه کنیم

3

روزی دو دیده چار نشد، وه که با تو چند

در چار سوی راه تو دیده به ره کنیم؟

4

شطرنج عشق باز که ما بهر نرد تو

خود را به مات گاه رسانیم و شه کنیم

5

نخست کن، ای فرشته، خط یار بهر ما

باری چنین چو نامه خود را سیه کنیم

6

هان ای، حریف می خور و می، زنده ایم ما

ور توبه مردن است، بیا تا گنه کنیم

7

صوفی و شیم و داد کله چون نمی دهیم

به گر ز پای تابه مستان کله کنیم

8

رندان مفلسیم و اگر دسترس بود

خمهای می سیل به هر کوی و ره کنیم

9

گفتی که «پر دهم دو سه گر، خسروا، خوری »

در ماهه می بیار، مبادا که نه کنیم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور