غزل شمارهٔ 1397
Toggle stanza 1هر شب به کوی وصل تو دزدیده ره کنیم
11
هر شب به کوی وصل تو دزدیده ره کنیم
پیش در از طفیل سگان خوابگه کنیم
22
دزدیم هر طرف نظر از بیم مردمان
وانگاه در رخ تو به دزدی نگه کنیم
33
روزی دو دیده چار نشد، وه که با تو چند
در چار سوی راه تو دیده به ره کنیم؟
44
شطرنج عشق باز که ما بهر نرد تو
خود را به مات گاه رسانیم و شه کنیم
55
نخست کن، ای فرشته، خط یار بهر ما
باری چنین چو نامه خود را سیه کنیم
66
هان ای، حریف می خور و می، زنده ایم ما
ور توبه مردن است، بیا تا گنه کنیم
77
صوفی و شیم و داد کله چون نمی دهیم
به گر ز پای تابه مستان کله کنیم
88
رندان مفلسیم و اگر دسترس بود
خمهای می سیل به هر کوی و ره کنیم
99
گفتی که «پر دهم دو سه گر، خسروا، خوری »
در ماهه می بیار، مبادا که نه کنیم
Sources
Persian text source: Ganjoor

