Toggle stanza 1
ما عافیت نثار ره درد کرده ایم
1

ما عافیت نثار ره درد کرده ایم

جان را به می برید عدم فرد کرده ایم

2

زین بحر آبگون چو کسی آب خوش نخورد

دل را ز آب خورد جهان سرد کرده ایم

3

نیک است هر بدی که کند کس به جای من

گر نیک و بد ز هر چه توان کرد کرده ایم

4

تا چند از طپانچه توان سرخ داشتن؟

روی امل که پیش کسان زرد کرده ایم

5

این سینه حریف که گردد ز خاک سیر

کردیم پر غبار و چه در خورد کرده ایم

6

از بهر آن که تیره کنیم آب آسمان

دهر از غبار سینه پر از گرد کرده ایم

7

نظارگیست چشم در این چرخ مهره باز

این کعبتین در خور آن نرد کرده ایم

8

ای عشق، درد بخش که درمان مراد نیست

درمان جان خسرو از این درد کرده ایم

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 1398 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood