باب
غزلیات
نظمیں
غزل شمارهٔ 1401خیز، ای به دل نشسته که بیدل نشسته ایم
6 اشعار
غزل شمارهٔ 1402بخرام تا به زیر قدم پی سپر شویم
7 اشعار
غزل شمارهٔ 1403می خواستم که روزه گشایم نماز شام
7 اشعار
غزل شمارهٔ 1404از طره تو جز ره سودا نیافتم
7 اشعار
غزل شمارهٔ 1405عمرم گذشت و روی تو دیدن نیافتم
7 اشعار
غزل شمارهٔ 1406هرگز ز دور چرخ وفایی نیافتم
6 اشعار
غزل شمارهٔ 1407شب تا به روز خون جگر نوش کرده ام
7 اشعار
غزل شمارهٔ 1408اول به سینه بهر غمت جای کرده ام
6 اشعار
غزل شمارهٔ 1409هر شب فتاده بر در تو خاک در خورم
7 اشعار
غزل شمارهٔ 1410تلخاب حسرت است هر آبی که من خورم
5 اشعار
غزل شمارهٔ 1411امشب من آن نیم که فغان را فرو برم
9 اشعار
غزل شمارهٔ 1412هر شب به دل تصور نازش فرو برم
7 اشعار
غزل شمارهٔ 1413فریاد از این جفا که من از یار می کشم
8 اشعار
غزل شمارهٔ 1414چون ناله بهر دیدنت از ناز برکشم
8 اشعار
غزل شمارهٔ 1415نی پای آن که از سر کویت سفر کنم
11 اشعار
غزل شمارهٔ 1416هر روز دیده بر ره یاد صبا نهم
11 اشعار
غزل شمارهٔ 1417با تو چه روز بود که من آشنا شدم؟
9 اشعار
غزل شمارهٔ 1418ای دیده، پای شو که بر یار می روم
7 اشعار
غزل شمارهٔ 1419دل داده ام به دلبر و جانی خریده ام
6 اشعار
غزل شمارهٔ 1420گر خود سخن ز زهره و از ماه بشنوم
7 اشعار
غزل شمارهٔ 1421رو زردی از من است ز چشم سیه گرم
8 اشعار
غزل شمارهٔ 1422اگر نه روی تو ببینم، به ماهتاب نبینم
8 اشعار
غزل شمارهٔ 1423کرشمه کردنت ار چه بلاست، باز ندارم
7 اشعار
غزل شمارهٔ 1424برفت عمر و به سوی خدای روی نکردم
9 اشعار
غزل شمارهٔ 1425خراب کرد به یک بار خواب نرگس مستم
8 اشعار
غزل شمارهٔ 1426گذشت عمر و دمی در رخ تو سیر ندیدم
10 اشعار
غزل شمارهٔ 1427اگر ز من بروی، تاب دوری تو ندارم
5 اشعار
غزل شمارهٔ 1428کجایی، ای به فدای تو گشته جان و جهانم
7 اشعار
غزل شمارهٔ 1429دلم ز دست تو خون شد، ندانم این به که گویم؟
8 اشعار
غزل شمارهٔ 1430بیار، ساقی، دریای بیکرانه به سویم
9 اشعار
غزل شمارهٔ 1431نهفته خورد می آن شوخ و منکر است به رویم
9 اشعار
غزل شمارهٔ 1432غمم بکشت که از یار ماندهام، چه کنم؟
7 اشعار
غزل شمارهٔ 1433برونم از دل پر خون نمی شوی، چه کنم؟
7 اشعار
غزل شمارهٔ 1434گذشت یار و نسازم به خوی او، چه کنم؟
8 اشعار
غزل شمارهٔ 1435برابر لب او انگبین چگونه کنم؟
6 اشعار
غزل شمارهٔ 1436گر آشکار حدیث نهان خویش کنم
7 اشعار
غزل شمارهٔ 1437نه بخت آن که به سوی تو جان خویش کنم
6 اشعار
غزل شمارهٔ 1438نه یار وعده بوس و کنار می کندم
10 اشعار
غزل شمارهٔ 1439من آن نیم که به عمر از وفای خود بروم
7 اشعار
غزل شمارهٔ 1440ببین که باز به دست تو اوفتاد دلم
9 اشعار
غزل شمارهٔ 1441شکست پشت من از بار غم، چه چاره کنم؟
7 اشعار
غزل شمارهٔ 1442گذشت باز بدین سوی ترک کج کلهم
8 اشعار
غزل شمارهٔ 1443زبان نماند، ز لعلت سخن کجا یابم؟
7 اشعار
غزل شمارهٔ 1444کجات جویم و گر جویمت، کجا یابم؟
9 اشعار
غزل شمارهٔ 1445کدام سوی روم کز فراق امان یابم؟
9 اشعار
غزل شمارهٔ 1446به جان رسیدم و از دل خبر نمی یابم
7 اشعار
غزل شمارهٔ 1447من آنچه دوش بدین جان مبتلا گفتم
9 اشعار
غزل شمارهٔ 1448نبودی آن که منت دلنواز می گفتم
8 اشعار
غزل شمارهٔ 1449بیا که بهر تو جان در بلا گرو کردم
8 اشعار
غزل شمارهٔ 1450توانم از همه خوبان نظر بگردانم
7 اشعار

