Toggle stanza 1
اگر نه روی تو ببینم، به ماهتاب نبینم
1

اگر نه روی تو ببینم، به ماهتاب نبینم

وگرچه ماه بتابد، به ماه تاب نبینم

2

در آن زمان که نبینم ترا به چشم چو ابرم

چنان ببارد باران که آفتاب نبینم

3

به خانه سایه همی گیردم ز فکرت زلفت

که آفتاب در این خانه خراب نبینم

4

وصال خواهم و این در به روی من که گشاید

ز خنده شکرینت چو فتح باب نبینم؟

5

به وصل چند توان گفتنم «هنوز توقف »

کنم توقف، اگر عمر را شتاب نبینم

6

طمع بود ز دهان تو شربتیم، ولیکن

سؤال از که کنم، چون ره جواب نبینم؟

7

چو دل سخن نشنود و تو عاقبت بربودی

روان بکش که نگه داشتن صواب نبینم

8

جز آب می نرود از دو چشم خسرو و ترسم

که چند روز دگر خون رود که آب نبینم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور