Toggle stanza 1
رو زردی از من است ز چشم سیه گرم
1

رو زردی از من است ز چشم سیه گرم

ورنه کی آیی آن که من اندر تو بنگرم

2

من دانم ولی که شده ست آب جوی او

کز دست چشم خویش چه خونابه می خورم

3

در جستن شکوفه روی تو شد روان

بادی که از جوانی خود بود در سرم

4

اکنون که مر مرا غم تو سرخ روی کرد

پیش که گویم این غم و این زر کجا برم؟

5

بگشا نقاب کز رخ چون آفتاب تو

روز فرود رفته خود را برآورم

6

دل چون چراغ سوخته شد ز آتش فراق

از شام غم هنوز به تاریکی اندرم

7

سودای خاک پای تو تا در سر من است

سر در کلاه سبز فلک در نیاورم

8

من خسروم، ولیک نگر کز فراق تو

گویی که از نگارش شاپور دفترم

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور