Toggle stanza 1
چون ناله بهر دیدنت از ناز برکشم
1

چون ناله بهر دیدنت از ناز برکشم

خواهم که این دو دیده غماز برکشم

2

بانگ بلند خیزد از آتش، چو شد بلند

نالیدنم همانست، چو آواز برکشم

3

صبری نباشد، ار چه که هر دم ز خون دل

در خانه نقش آن بت ظنار بر کشم

4

بر یاد قامتت چو بگریم، عجب مدار

کز گل هزار سرو سرافراز برکشم

5

او در دل است و صبر بکردم، هزار بار

گر خویش را فرو برم و باز برکشم

6

رسوا شدم، ز خلق گرم دسترس بود

یک یک زبان سفله و غماز برکشم

7

دست عزیز گر بگشاید به کشتنم

خود تیغ آن سوار سرانداز برکشم

8

یاران بسوختند ز من، خسرو، آه گرم

تا چند پیش همدم و همراز برکشم!

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور