Toggle stanza 1
هر شب به دل تصور نازش فرو برم
1

هر شب به دل تصور نازش فرو برم

با خون دل فسانه رازش فرو برم

2

نازش که نیست بر لب شیرین، بر آن شوم

کاندر میان آن گه نازش فرو برم

3

چون تیر بر کمان نهد او، خواهم از هوس

پیکانهای دیده نوازش فرو برم

4

شبها ز ذوق خاک درش در دهان کنم

در آب دیدگان نیازش فرو برم

5

دیوانه شد دل من و زنجیر واجب است

خواهد از او که زلف درازش فرو برم

6

باشد که یک دمی لب خود بر لبم نهد

تا من زبان عربده سازش فرو برم

7

خسرو، اگر چه عشق مجاز است زان او

تحقیق خویش من به مجازش فرو برم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

گفتگو

قارئین کے تبصرے

اپنی رائے دیں، سوال پوچھیں یا گفتگو کو آگے بڑھائیں۔ تبصروں کا جائزہ لیا جا سکتا ہے۔

0 / 2000 حروف
لوڈ ہو رہا ہے…