غزل شمارهٔ 1411
شاعر: امیرخسرو دهلوی
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قافیہ: انرافروبرم
صنف: غزل
Toggle stanza 1امشب من آن نیم که فغان را فرو برم
11
امشب من آن نیم که فغان را فرو برم
طوفان کنم ز دیده، جهان را فرو برم
22
شمعی به سینه و نتوانم برون دهم
جان سوخت، چند سوز نهان را فرو برم
33
بشناختم که لذت شمشیر و تیر چیست؟
هر دم ز بس که آه و فغان را فرو برم
44
خونابه می خورم ز دل آن دولت از کجا؟
کز لعل یار شربت جان را فرو برم
55
حسرت فرو برم، چو به سینه گره شود
آشام خون دل کنم، آن را فرو برم
66
نی سنگ ماند و نی دل سنگین در این خراب
تا طعنه های پیر و جوان را فرو برم
77
وه گر نمودی، ای اجل، آخر به پای زود
تا من ز خویش نام و نشان را فرو برم
88
روزی به روی ترشی از ابروی تو نرفت
تا کی ز دور آب دهان را فرو برم؟
99
من خسروم، شکر شکن، اما به ذکر دوست
خواهم ز ذوق کام و زبان را فرو برم
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

