غزل شمارهٔ 1410
شاعر: امیرخسرو دهلوی
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قافیہ: ابیکهمنخورم
صنف: غزل
Toggle stanza 1تلخاب حسرت است هر آبی که من خورم
11
تلخاب حسرت است هر آبی که من خورم
خونابه دل است شرابی که من خورم
22
از خوردن جگر جگر من کباب شد
نبود سزای خورد کبابی که من خورم
33
هرگز نخوردم آب خوش خویش در جگر
تیغ است بی تو قطره آبی که من خورم
44
از خون خورم به یاد لبت قطره ای که نیست
طوفان آفت این می نابی که من خورم
55
سنگ است خسرو، ار نه کجا طاقت آورد؟
از شعله های دل تف و تابی که من خورم
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

