Toggle stanza 1
ای رخت چون ماه و از مه بیش هم
1

ای رخت چون ماه و از مه بیش هم

خسته کردی سینه ما، ریش هم

2

غمزه تو بر صف خوبان زند

گر نرنجی بر دل درویش هم

3

تیره کردی عیش ما و روز دل

روزگار عقل دور اندیش هم

4

گر نوازش نیست کشتن، گفتمت

کاهلی کردی در آن فرویش هم

5

کشتم از دست جفایت خویش را

بر تو آسان کردم و بر خویش هم

6

می رود صبر من آواره ز من

پس نمی بیند ز بینم و پیش هم

7

ما و زنار مغانه کز بتان

وین نماز، استغفرالله، کیش هم

8

گر چه بر جانم قیامتها از اوست

تا قیامت عمر بادش بیش هم

9

هر زمان گویی که نوش من خوش است

گر ز خسرو پرسی، ای جان، نیش هم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور