باب

غزلیات

نظمیں

غزل شمارهٔ 701کی بود کی که ازین سوز درون باز رهم

7 اشعار

غزل شمارهٔ 702هر دم ز تو بر سینه صد داغ جفا خواهم

7 اشعار

غزل شمارهٔ 703چو نبود روی جانان دیدهٔ روشن نمی‌خواهم

7 اشعار

غزل شمارهٔ 704هر صبح خروشی ز دل تنگ برآریم

7 اشعار

غزل شمارهٔ 705از چشم خوابناک تو بی خواب مانده ایم

7 اشعار

غزل شمارهٔ 706دمی نگذرد کز غمت خون نگریم

7 اشعار

غزل شمارهٔ 707به عارض تو ز ماه تمام چون گویم

7 اشعار

غزل شمارهٔ 708بیا ای اشک تا بر روزگار خویشتن گریم

7 اشعار

غزل شمارهٔ 709زلف تو عمر ماست می گویم

7 اشعار

غزل شمارهٔ 710جز آنکه مهر تو را جا به جان خود کردیم

7 اشعار

غزل شمارهٔ 711به دیده ای که ز راه تو خار و خس چینم

7 اشعار

غزل شمارهٔ 712کجا باشد چو تو شوخی کماندار و کمند افکن

9 اشعار

غزل شمارهٔ 713همچو نقطه خال آن شیرین دهن

7 اشعار

غزل شمارهٔ 714آن کان حسن بود و نبود از جهان نشان

7 اشعار

غزل شمارهٔ 715بیا ای ساقی مهوش بده جام می رخشان

7 اشعار

غزل شمارهٔ 716تو در پرده نهان ای کعبه جان

7 اشعار

غزل شمارهٔ 717بناز ای چشم شوخت فتنه خوبان ترکستان

7 اشعار

غزل شمارهٔ 718هر کس که بیند آن لعل خندان

7 اشعار

غزل شمارهٔ 719چند ز آشوب می فتنه برانگیختن

5 اشعار

غزل شمارهٔ 720چند از دگران وصف جمال تو شنیدن

7 اشعار

غزل شمارهٔ 721ای شه تنگ قبایان مه زرین کمران

7 اشعار

غزل شمارهٔ 722بگشاد نقاب از رخ گل باد بهاران

8 اشعار

غزل شمارهٔ 723شد وزان سوی رزان باد خزان باز وزان

7 اشعار

غزل شمارهٔ 724بودم آن روز درین میکده از دُردکشان

آڈیو
7 اشعار

غزل شمارهٔ 725ای خاک نعل توسن تو تاج سرکشان

7 اشعار

غزل شمارهٔ 726نه زهد آید مرا مانع ز بزم عشرت اندیشان

7 اشعار

غزل شمارهٔ 727فزاید ز خط حسن نازک عذاران

7 اشعار

غزل شمارهٔ 728ای همه سیمبران سنگ تو بر سینه زنان

9 اشعار

غزل شمارهٔ 729حکایت کرد باد از گل، گل از پیراهن جانان

7 اشعار

غزل شمارهٔ 730زهی ابرویت قبله پاک دینان

7 اشعار

غزل شمارهٔ 731موسم عید و بهار خرم و شاه جهان

7 اشعار

غزل شمارهٔ 732کنا شئون ذاتک فی وحدة البطون

7 اشعار

غزل شمارهٔ 733ای به رخت هر نفس مهر دل ما فزون

7 اشعار

غزل شمارهٔ 734دل چشمه چشمه شد ز خدنگ تو و کنون

7 اشعار

غزل شمارهٔ 735ز درد تا شده چشمت چو اشک ما گلگون

7 اشعار

غزل شمارهٔ 736تبارک الله ازین شکل و شیوه موزون

7 اشعار

غزل شمارهٔ 737ای با لب تو طوطی شیرین زبان زبون

7 اشعار

غزل شمارهٔ 738صوفی چه فغان است که من این الی این

7 اشعار

غزل شمارهٔ 739ای ز خورشید رخت تا ماه بعد المشرقین

7 اشعار

غزل شمارهٔ 740بیا ای اهل دل را قرة العین

5 اشعار

غزل شمارهٔ 741ای ز لعلت کامجو روح الامین

7 اشعار

غزل شمارهٔ 742ترک شهر آشوب من زینسان که شد صحرانشین

7 اشعار

غزل شمارهٔ 743مشو سنگین دلا مشغول چوگان باختن چندین

7 اشعار

غزل شمارهٔ 744کشیده بود مه از حسن سر به چرخ برین

7 اشعار

غزل شمارهٔ 745پس از مردن به خاک من گذر کن غمگذار من

7 اشعار

غزل شمارهٔ 746ای ز عشقت صد بلا بر جان غم پرورد من

7 اشعار

غزل شمارهٔ 747روزی که می سرشت فلک آب و خاک من

5 اشعار

غزل شمارهٔ 748نوبهاران که دمد شاخ گلی از گل من

7 اشعار

غزل شمارهٔ 749زان خط کرام الکاتبین تا خواند حسب حال من

7 اشعار

غزل شمارهٔ 750با یار کوچ کرده که گوید پیام من

7 اشعار