غزل شمارهٔ 743

شاعر: جامی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: ین

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
مشو سنگین دلا مشغول چوگان باختن چندین
1

مشو سنگین دلا مشغول چوگان باختن چندین

یکی چوگان حوالت کن به من جانبازی من بین

2

نظر بر گوی داری اینقدر گویی نمی دانی

که سرگردان تر از گویم درین میدان من مسکین

3

مزن چوگان مباد افگار گردد آن کف نازک

مران توسن مباد آزار گیرد آن تن سیمین

4

مه از خنگ فلک خواهد به پای مرکبت افتد

چو با این عشوه و دستان کنی جولان ز پشت زین

5

چه تازی هر طرف توسن خدا را بهر آسایش

فرود آ لحظه ای بر دیده گریان من بنشین

6

دل و جانم فدای آن رخ پرخوی که پنداری

قران کرده ست خورشید جهان افروز با پروین

7

مینداز از نظر جانا چنین یکباره جامی را

که هم دل در سر و کار تو کرد آن مبتلا هم دین

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور