باب
غزلیات
نظمیں
غزل شمارهٔ 1001هر دم به دیده دگری خانه می کنی
7 اشعار
غزل شمارهٔ 1002جانا چه شد که پرسش یاران نمی کنی
7 اشعار
غزل شمارهٔ 1003تا کی از خلق اسیر غم بیهوده شوی
7 اشعار
غزل شمارهٔ 1004بازم ز دیده ای گل خندان چه می روی
5 اشعار
غزل شمارهٔ 1005از مهر ما متاب رخ ای ترک ماهروی
7 اشعار
غزل شمارهٔ 1006اگر وصف مه می کنم مه تویی
7 اشعار
غزل شمارهٔ 1007نازنینا ز نیاز شبم آگاه تویی
7 اشعار
غزل شمارهٔ 1008با چنین قامت و بالا که تویی
5 اشعار
غزل شمارهٔ 1009این چنین خوب و نازنین که تویی
5 اشعار
غزل شمارهٔ 1010بس که در جان فگار و چشم بیدارم تویی
8 اشعار
غزل شمارهٔ 1011ای صبا گر یاد مهجوران ناشادش دهی
7 اشعار
غزل شمارهٔ 1012اغیار را مدام می از جام زر دهی
7 اشعار
غزل شمارهٔ 1013ای عمر گرانمایه و ای جان گرامی
7 اشعار
غزل شمارهٔ 1014هر قطره می لعل که ریزد به زمینی
7 اشعار
غزل شمارهٔ 1015هر زمان از دور رخ بنمایی و پنهان شوی
7 اشعار

