Toggle stanza 1
جانا چه شد که پرسش یاران نمی کنی
1

جانا چه شد که پرسش یاران نمی کنی

درمان درد سینه فگاران نمی کنی

2

دامن ز قطره های سرشکم نمی کشی

همچون گل احتراز ز باران نمی کنی

3

بر من هزار تیغ جفا راندی و خوشم

کین لطف با یکی ز هزاران نمی کنی

4

شیران همه شکار غزالان شوخ تو

جز قصد صید شیر شکاران نمی کنی

5

ای گل بخند خرم و خوش گرچه رحمتی

بر گریه های ابر بهاران نمی کنی

6

جام می است لعل تو لیکن به جرعه ای

زان جام یاد باده گساران نمی کنی

7

جامی برآی لاله صفت خوش به داغ دل

چون ترک عشق لاله عذاران نمی کنی

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور