غزل شمارهٔ 1002
Toggle stanza 1جانا چه شد که پرسش یاران نمی کنی
11
جانا چه شد که پرسش یاران نمی کنی
درمان درد سینه فگاران نمی کنی
22
دامن ز قطره های سرشکم نمی کشی
همچون گل احتراز ز باران نمی کنی
33
بر من هزار تیغ جفا راندی و خوشم
کین لطف با یکی ز هزاران نمی کنی
44
شیران همه شکار غزالان شوخ تو
جز قصد صید شیر شکاران نمی کنی
55
ای گل بخند خرم و خوش گرچه رحمتی
بر گریه های ابر بهاران نمی کنی
66
جام می است لعل تو لیکن به جرعه ای
زان جام یاد باده گساران نمی کنی
77
جامی برآی لاله صفت خوش به داغ دل
چون ترک عشق لاله عذاران نمی کنی
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

