Toggle stanza 1
روزی که می سرشت فلک آب و خاک من
1

روزی که می سرشت فلک آب و خاک من

می سوخت ز آتش تو دل دردناک من

2

سررشته وصال تو گر آمدی به کف

پیوند یافتی جگر چاک چاک من

3

هر چند دل ز یاری خود پاک بینمت

دانم سرایتی بکند عشق پاک من

4

روزی که می نوشت قضا نامه اجل

شد نامزد به تیغ جفایت هلاک من

5

جامی مجوی خوش دلی از من که در ازل

آمیختند با غم و درد آب و خاک من

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور