غزل شمارهٔ 747
Toggle stanza 1روزی که می سرشت فلک آب و خاک من
11
روزی که می سرشت فلک آب و خاک من
می سوخت ز آتش تو دل دردناک من
22
سررشته وصال تو گر آمدی به کف
پیوند یافتی جگر چاک چاک من
33
هر چند دل ز یاری خود پاک بینمت
دانم سرایتی بکند عشق پاک من
44
روزی که می نوشت قضا نامه اجل
شد نامزد به تیغ جفایت هلاک من
55
جامی مجوی خوش دلی از من که در ازل
آمیختند با غم و درد آب و خاک من
Sources
Persian text source: Ganjoor

