Toggle stanza 1
جز آنکه مهر تو را جا به جان خود کردیم
1

جز آنکه مهر تو را جا به جان خود کردیم

تو خود بگوی به جای تو ما چه بد کردیم

2

مرم ز چشم رمد دیده کو خیال رخت

که ما ز خاک درت رفع آن رمد کردیم

3

چو دیده را پی فراشی حریم درت

نماند آب به خون دلش مدد کردیم

4

حدود منزل دل عشق و شوق و صدق و وفاست

پی نزول تو وقفش به چار حد کردیم

5

بلند گشت سخن چون به قامت تو رسید

چو ذکر قامت خوبان سروقد کردیم

6

زدیم بر محک امتحان هر آن نقدی

که بی عیار قبول تو بود رد کردیم

7

به کنج صومعه جامی دم از خرد می زد

به یک دو جام میش فارغ از خرد کردیم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور