غزل شمارهٔ 733

شاعر: جامی

وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

قافیہ: ون

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
ای به رخت هر نفس مهر دل ما فزون
1

ای به رخت هر نفس مهر دل ما فزون

وجهک «شمس الضحی » نحن له عابدون

2

ابرو و قد خوشت صورت «نون والقلم »

نقش خط دلکشت معنی «ما یسطرون »

3

خامه ابداع را چون الف قامتت

نامده یک حرف خوش بر ورق کاف و نون

4

کس حرکت با سکون جمع ندیده ست ازان

با حرکات خوشت رفت ز جانم سکون

5

کوهکن از بیستون ساخت به صنعت ز سنگ

من شدم ای سنگدل کوه بلا را ستون

6

حاصل بی حاصلان چیست جدا از درت

جانی و صد گونه درد چشمی و صد قطره خون

7

در ز صدف دور ماند شهر گهر از کان جدا

حسرت لعلت نرفت از دل جامی برون

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور