غزل شمارهٔ 750
Toggle stanza 1با یار کوچ کرده که گوید پیام من
11
با یار کوچ کرده که گوید پیام من
وانجا به جز صبا که رساند سلام من
22
من کیستم که نامه فرستم به سوی او
در نامه سگانش نویسید نام من
33
جانم ستد که از لب شیرین عوض دهم
رفت آخر و به گردن خود برد وام من
44
عمری ز اشک دانه فشاندم ولی چه سود
چون نامد آن کبوتر رحمت به دام من
55
ای صید پیشه چاره چه سازم خدای را
کان آهوی رمیده شود صید رام من
66
تا کی به وصل سیم عذاران کنم طمع
صد ره مرا بسوخت طمع های خام من
77
جامی مگوی کین همه مستی و شور چیست
کز خم عشق پر ترک افتاد جام من
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

