Toggle stanza 1
با یار کوچ کرده که گوید پیام من
1

با یار کوچ کرده که گوید پیام من

وانجا به جز صبا که رساند سلام من

2

من کیستم که نامه فرستم به سوی او

در نامه سگانش نویسید نام من

3

جانم ستد که از لب شیرین عوض دهم

رفت آخر و به گردن خود برد وام من

4

عمری ز اشک دانه فشاندم ولی چه سود

چون نامد آن کبوتر رحمت به دام من

5

ای صید پیشه چاره چه سازم خدای را

کان آهوی رمیده شود صید رام من

6

تا کی به وصل سیم عذاران کنم طمع

صد ره مرا بسوخت طمع های خام من

7

جامی مگوی کین همه مستی و شور چیست

کز خم عشق پر ترک افتاد جام من

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور