غزل شمارهٔ 749
Toggle stanza 1زان خط کرام الکاتبین تا خواند حسب حال من
11
زان خط کرام الکاتبین تا خواند حسب حال من
ننوشت جز سودای او در نامه اعمال من
22
زینسان که با من می کند هندوی زلفش سرکشی
خواهد شد از کف عاقبت سرشته اقبال من
33
هرگه که تنها رو نهم تا بینم آن خورشید را
آید رقیب رو سیه چون سایه از دنبال من
44
در گلشن عیش از دلم کم جو نشان خرمی
کافتاده در دام بلا آن مرغ فارغ بال من
55
خاموشی عشقم رهاند از شیوه بحث و جدل
رفت آنکه رفتی تا فلک فریاد قیل و قال من
66
پیش سگان کوی او مالم برای آب رو
بر خاک ره روی چو زر این ست جاه و مال من
77
قاصد که گفت آن سنگدل بر قتل جامی قرعه زد
زین مژده اقبال شد پیک مبارک فال من
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

