غزل شمارهٔ 715

شاعر: جامی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: ان

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

Toggle stanza 1
بیا ای ساقی مهوش بده جام می رخشان
1

بیا ای ساقی مهوش بده جام می رخشان

به روی شاه ابوالقاسم معزالدوله بابرخان

2

شهنشاه فلک مسند که زد از دولت سرمد

قدم بر تارک فرقد علم بر طارم کیوان

3

رخش آیینه دل‌ها لبش حلال مشکل‌ها

کفش دریا و ساحلها ز موجش قلزم احسان

4

ز باغ جاه او برگی ست این زنگارگون گلشن

ز قصر قدر او خشتی ست این فیروزه رنگ ایوان

5

چو دارد خلق درویشانه با آیین سلطانی

گدای حضرت اویند اگر درویش اگر سلطان

6

تمنای کمال مدحتش کردم خرد گفتا

منه پای امل زین بیش بیرون از حد امکان

7

ز نظم دلکش جامی سرود بزم او بادا

نوای عشرت باقی نوید عیش جاویدان

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور