غزل شمارهٔ 714

Toggle stanza 1
آن کان حسن بود و نبود از جهان نشان
1

آن کان حسن بود و نبود از جهان نشان

و الآن ان عرفت علی ما علیه کان

2

اعداد کون و کثرت صورت نمایشی ست

فالکل واحد یتجلی بکل شان

3

نوری ست محض کرده به اوصاف خود ظهور

نام تنوعات ظهورش بود جهان

4

هر چند در نهان و عیان نیست غیر او

فی حد ذاته نه نهان است و نی عیان

5

فایض بود به جود بر اعیان انس و جن

ساری بود ز لطف در اطوار جسم و جان

6

دانا به هر بصیرت و بینا به هر بصر

گویا به هر زبان و توانا به هر توان

7

جامی کشیده دار زبان را که سر عشق

رمزی ست کس مگوی و حدیثی ست کس مدان

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

تا بگذرم به صد سر و گردن ز آسمان

مشتی به جبهه مالم از آن خاک آستان

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2396

در شکوه صافدل ندهد رخصت زبان

زنجیری حیاست به موج‌گهر فغان

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2397

وارستگی ز حسن دگر می‌دهد نشان

عالم غبار دامن نازیست پر فشان

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2402

شد عرصهٔ زمین چو بساط ارم جوان

از پرتو سعادت شاه جهان‌ستان

حافظقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 1 - در مدح شاه شجاع

هان! صائم نوالهٔ این سفله میزبان

زین بی نمک ابا منه انگشت در دهان

رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 90

ای مج، کنون تو شعر من از بر کن و بخوان

از من دل و سگالش، از تو تن و روان

رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 94

می‌آیدم ز رنگ تو ای یار بوی آن

برکنده‌ای به خشم دل از یار مهربان

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2047

این منتی بر اهل زمین بود از آسمان

وین رحمت خدای جهان بود بر جهان

سعدیمواعظقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 42 - در انتقال دولت از سلغریان به قوم دیگر

خواهد که شاعران جهان بی صله همی

باشند پیش خوانش دایم مدیح خوان

سناییدیوان اشعارقصاید و قطعاتشمارهٔ 150

روزی چو بازمانده ضعیفان ز کاروان

دل واله بسیج یساق خدایگان

نظیری نیشابوریدیوان اشعارقصایدشمارهٔ 29 - ایضا این قصیده در مدح صاحبی ابوالفتح بهادر عبدالرحیم خان خانان بن بیرام خان واقعست اول مخلع به مطلع ثانی و آخر متوجه به مطلع اول مکرر بجایزه پسندیده معزز گردیده

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور