غزل شمارهٔ 2402

Toggle stanza 1
وارستگی ز حسن دگر می‌دهد نشان
1

وارستگی ز حسن دگر می‌دهد نشان

عالم غبار دامن نازیست پر فشان

2

مردیم و همچنان خم و پیچ هوس بجاست

از سوختن نرفت برون تاب ریسمان

3

بر ظلم چیده‌اند کجان دستگاه عمر

دارد ز تیر آمد و رفت نفس‌ کمان

4

بیمغز جز شکست ز دولت نمی‌کشد

ازسایهٔ هما چه برد بهره استخوان

5

دل محو غفلت و نفسی در میانه نیست

من مرده‌ام به‌خواب و زخود رفته‌کاروان

6

ضعفم رسانده است به‌ جایی‌ که چون صدا

آیینه هم نداد ز تمثال من نشان

7

هستی به غیرپردهٔ روی فنا نبود

روشن شد این متاع به برچیدن دکان

8

عاشق کجا و آرزوی خانمان کجا

پروانه درکمین فنا دارد آشیان

9

پرواز بندگی به خدایی نمی‌رسد

ای خاک‌، خاک باش‌، بلند است آسمان

10

نومیدم آنقدر که اگر بسملم کنند

رنگ شکسته می‌شود از خون من روان

11

آوارهٔ سراب شعوریم و چاره نیست

ای بیخودی قدم زن و ما را به ما رسان

12

از درد عشق شکوهٔ اهل هوس بجاست

بیدل ز شعله هیزم تر نیست بی‌فغان

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آن کان حسن بود و نبود از جهان نشان

و الآن ان عرفت علی ما علیه کان

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 714

شد عرصهٔ زمین چو بساط ارم جوان

از پرتو سعادت شاه جهان‌ستان

حافظقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 1 - در مدح شاه شجاع

هان! صائم نوالهٔ این سفله میزبان

زین بی نمک ابا منه انگشت در دهان

رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 90

ای مج، کنون تو شعر من از بر کن و بخوان

از من دل و سگالش، از تو تن و روان

رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 94

می‌آیدم ز رنگ تو ای یار بوی آن

برکنده‌ای به خشم دل از یار مهربان

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2047

این منتی بر اهل زمین بود از آسمان

وین رحمت خدای جهان بود بر جهان

سعدیمواعظقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 42 - در انتقال دولت از سلغریان به قوم دیگر

خواهد که شاعران جهان بی صله همی

باشند پیش خوانش دایم مدیح خوان

سناییدیوان اشعارقصاید و قطعاتشمارهٔ 150

روزی چو بازمانده ضعیفان ز کاروان

دل واله بسیج یساق خدایگان

نظیری نیشابوریدیوان اشعارقصایدشمارهٔ 29 - ایضا این قصیده در مدح صاحبی ابوالفتح بهادر عبدالرحیم خان خانان بن بیرام خان واقعست اول مخلع به مطلع ثانی و آخر متوجه به مطلع اول مکرر بجایزه پسندیده معزز گردیده

بردار ای زمین کف حاجت بر آسمان

کامد پی نظام جهان داور جهان

نظیری نیشابوریدیوان اشعارقصایدشمارهٔ 30 - در مدح عبدالرحیم خان

تا بگذرم به صد سر و گردن ز آسمان

مشتی به جبهه مالم از آن خاک آستان

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2396

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور