شمارهٔ 94

Toggle stanza 1
ای مج، کنون تو شعر من از بر کن و بخوان
1

ای مج، کنون تو شعر من از بر کن و بخوان

از من دل و سگالش، از تو تن و روان

2

کوری کنیم و باده خوریم و بویم شاد

بوسه دهیم بر دو لبان پریوشان

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

تا بگذرم به صد سر و گردن ز آسمان

مشتی به جبهه مالم از آن خاک آستان

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2396

در شکوه صافدل ندهد رخصت زبان

زنجیری حیاست به موج‌گهر فغان

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2397

وارستگی ز حسن دگر می‌دهد نشان

عالم غبار دامن نازیست پر فشان

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2402

آن کان حسن بود و نبود از جهان نشان

و الآن ان عرفت علی ما علیه کان

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 714

شد عرصهٔ زمین چو بساط ارم جوان

از پرتو سعادت شاه جهان‌ستان

حافظقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 1 - در مدح شاه شجاع

می‌آیدم ز رنگ تو ای یار بوی آن

برکنده‌ای به خشم دل از یار مهربان

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2047

این منتی بر اهل زمین بود از آسمان

وین رحمت خدای جهان بود بر جهان

سعدیمواعظقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 42 - در انتقال دولت از سلغریان به قوم دیگر

خواهد که شاعران جهان بی صله همی

باشند پیش خوانش دایم مدیح خوان

سناییدیوان اشعارقصاید و قطعاتشمارهٔ 150

روزی چو بازمانده ضعیفان ز کاروان

دل واله بسیج یساق خدایگان

نظیری نیشابوریدیوان اشعارقصایدشمارهٔ 29 - ایضا این قصیده در مدح صاحبی ابوالفتح بهادر عبدالرحیم خان خانان بن بیرام خان واقعست اول مخلع به مطلع ثانی و آخر متوجه به مطلع اول مکرر بجایزه پسندیده معزز گردیده

بردار ای زمین کف حاجت بر آسمان

کامد پی نظام جهان داور جهان

نظیری نیشابوریدیوان اشعارقصایدشمارهٔ 30 - در مدح عبدالرحیم خان

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور