Toggle stanza 1
هر صبح خروشی ز دل تنگ برآریم
1

هر صبح خروشی ز دل تنگ برآریم

فریاد ز مرغان شبآهنگ برآریم

2

ساقی گل ما را بزن از جام می آبی

تا روزنه نام و در ننگ برآریم

3

مستی و خموشی نسزد مطرب ما کو

تا شور و فغانی ز نی و چنگ برآریم

4

ما آینه طلعت یاریم نشاید

کز همدمی تیره دلان زنگ برآریم

5

فرهادوشانیم که گر قیمت لعلت

صد گوهر کانی بود از سنگ برآریم

6

چون صلح کنان بر صف یاران فکنی تیر

ما بر سر پیکان تو صد جنگ برآریم

7

جامی سوی میخانه کش این جامه ازرق

باشد که به آب می گلرنگ برآریم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور