Toggle stanza 1
هر دم ز تو بر سینه صد داغ جفا خواهم
1

هر دم ز تو بر سینه صد داغ جفا خواهم

با درد تو خو دارم حاشا که دوا خواهم

2

هر کس به هوای دل خواهد ز تو مقصودی

این جمله طفیل تو من از تو تو را خواهم

3

نتوان به مژه رفتن از رهگذرت گردی

آن به که من این سرمه از باد صبا خواهم

4

نبود چو رقیبانم در حوصله پیوندت

لیک از تو رقیبان را چون خویش جدا خواهم

5

دی از تو وفا جستم دادی به جفا وعده

باز آمده ام امروز کان وعده وفا خواهم

6

دستم به سر سروت چون می نرسد خود را

در راه تو چون سایه افتاده ز پا خواهم

7

گفتی که که را خواهی از خیل بتان جامی

چشمی ست مرا آخر غیر از تو که را خواهم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور