غزل شمارهٔ 722
شاعر: جامی
Toggle stanza 1بگشاد نقاب از رخ گل باد بهاران
11
بگشاد نقاب از رخ گل باد بهاران
شد طرف چمن بزمگه باده گساران
22
شد لاله ستان گرد گل از بس که نهادند
رو سوی تماشای چمن لاله عذاران
33
در موسم گل توبه ز می دیر نپاید
یاد است مرا این سخن از تجربه کاران
44
از سبحه شماران مطلب گوهر مقصود
کامد صدف آن کف انگورفشاران
55
بر صحبت گل دل منه ای مرغ که چون تو
گشتند درین باغ و گذشتند هزاران
66
از گمشدگان زیر گل آمد به تو سبزه
همچون خط یاران که نویسند به یاران
77
بین غنچه نشکفته که آورد به سویت
سربسته پیامی ز دل سینه فگاران
88
جامی نرود سوز تو از سینه به گریه
داغ دل لاله نشود شسته به باران
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

