غزل شمارهٔ 386
شاعر: جامی
Toggle stanza 1ای در غمت انگشت نما سبحه شماران
11
ای در غمت انگشت نما سبحه شماران
زابروی کجت همچو کمان خم چله داران
22
ساکن نشد از آب مژه آتش آهم
ننشست فرو شعله برق از نم باران
33
از دولت پابوس تو چون سر نفرازم
کین دست نداده ست یکی را ز هزاران
44
شیرینی عرفان نبود روترشان را
حلوا چه کند کس طلب از غوره فشاران
55
از خیل سگان تو بریدن نتوانم
کاری نبود صعبتر از فرقت یاران
66
تیر تو که از سینه افگار من آمد
می آید ازو مرهمی سینه فگاران
77
زد خنده لبت از دم جان پرور جامی
چون غنچه به باغ از نفس باد بهاران
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

