باب
غزلیات
نظمیں
غزل شمارهٔ 1انماالله اله واحد
7 اشعار
غزل شمارهٔ 2بینمت ای خرد به کار تو گم
11 اشعار
غزل شمارهٔ 3ای نامزد به نام تو درنامه قبول
7 اشعار
غزل شمارهٔ 4دی گذشتیم برآن دلبرو گفتیم دعا
7 اشعار
غزل شمارهٔ 5نَفَحاتُ وَصلکَ اَوقَدَت جَمَرات شَوقکَ فِی الحَشا
7 اشعار
غزل شمارهٔ 6خط دمید از لب نوشین تو شیرین دهنا
9 اشعار
غزل شمارهٔ 7از لعل تو عمت العطایا
7 اشعار
غزل شمارهٔ 8گر نیابم بویی از وصل تو در گلزارها
7 اشعار
غزل شمارهٔ 9بندم به سینه دمبدم از سیم مژگان تارها
7 اشعار
غزل شمارهٔ 10چرخ کبود هرشب و رخشان ستارهها
7 اشعار
غزل شمارهٔ 11کؤوس الراح دارت خذ ید الساقی و قبلها
7 اشعار
غزل شمارهٔ 12شراب لعل باشد قوت جانها قوت دلها
7 اشعار
غزل شمارهٔ 13رفیقان خاک نجد است این نگه دارید محملها
8 اشعار
غزل شمارهٔ 14قومی به هوای حج در قطع بیابانها
7 اشعار
غزل شمارهٔ 15مجلس پیر مغان است و پر از باده سبوها
7 اشعار
غزل شمارهٔ 16بساط سبزه فکندند کوه و صحرا را
7 اشعار
غزل شمارهٔ 17جز شمع کافوری مخوان آن سرو سیم اندام را
7 اشعار
غزل شمارهٔ 18ای خط تو کرده رقم از مشک لوح سیم را
7 اشعار
غزل شمارهٔ 19بنازم آن سوار نازنین را
7 اشعار
غزل شمارهٔ 20بی تو از جان ملالت است مرا
7 اشعار
غزل شمارهٔ 21ای کرده نهان شرم جمال تو پری را
7 اشعار
غزل شمارهٔ 22بر آستان تو عزیست خاکساران را
7 اشعار
غزل شمارهٔ 23زاهدا چند به طاعات مراعات مرا
7 اشعار
غزل شمارهٔ 24کیست کز خون پر رقم بیند رخ زرد مرا
7 اشعار
غزل شمارهٔ 25رو ای صبا و بگو یار دلستان مرا
7 اشعار
غزل شمارهٔ 26نه کوی دوست هوای چمن گذاشت مرا
7 اشعار
غزل شمارهٔ 27اژدهای عشق زد زخمی عجب بر دل مرا
7 اشعار
غزل شمارهٔ 28ای فکنده عزت حسنت به صد خواری مرا
7 اشعار
غزل شمارهٔ 29ماه من گر عیان کند خود را
7 اشعار
غزل شمارهٔ 30تا دیده ام چو گل به ته پیرهن تو را
7 اشعار
غزل شمارهٔ 31سبکدستی کن ای ساقی بده رطل گران ما را
7 اشعار
غزل شمارهٔ 32نشست اشک روان زنگ محنت از شب ما
7 اشعار
غزل شمارهٔ 33بیاکه تا ز تو ای مه تهیست منزل ما
7 اشعار
غزل شمارهٔ 34ای خاک ته کفش تو کحل بصر ما
7 اشعار
غزل شمارهٔ 35ما مرید راه عشقیم و جوانان پیر ما
7 اشعار
غزل شمارهٔ 36کشته خنجر عشق است دل زنده ما
7 اشعار
غزل شمارهٔ 37ای پریرخ مرو از خانه ما
7 اشعار
غزل شمارهٔ 38سرود مجلس درد است آه و ناله ما
7 اشعار
غزل شمارهٔ 39نهال قد تو آمد عصای پیری ما
7 اشعار
غزل شمارهٔ 40نکرده قید غزالی گره گشایی ما
7 اشعار
غزل شمارهٔ 41غم نیست کافتد از تن فرسوده سر جدا
7 اشعار
غزل شمارهٔ 42کجاست منزلت ای گنج دیریاب کجا
9 اشعار
غزل شمارهٔ 43خوش آن منزل که ماهی باشد آنجا
7 اشعار
غزل شمارهٔ 44مرا هر لحظه زخمی بر دل از پیکان او بادا
7 اشعار
غزل شمارهٔ 45ز چیست تفرقه مولوی ز جمع کتب
7 اشعار
غزل شمارهٔ 46بود پاک از رنگها بی شیشه نور آفتاب
9 اشعار
غزل شمارهٔ 47بده به رسم صبوح ای حریف جام شراب
7 اشعار
غزل شمارهٔ 48ابر تنک زند به زمین نرم نرم آب
13 اشعار
غزل شمارهٔ 49فی ایمن الزمان اتی احسن الکتاب
11 اشعار
غزل شمارهٔ 50گرم رسد ز زنخدان تو هزار آسیب
7 اشعار

