غزل شمارهٔ 42

شاعر: جامی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ابکجا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
کجاست منزلت ای گنج دیریاب کجا
1

کجاست منزلت ای گنج دیریاب کجا

کجا نشان تو یابم درین خراب کجا

2

نهان چو آب حیاتی درین سرای فریب

کجا وصال تو جویم درین سراب کجا

3

لبت به کام رقیبان چگونه آتش شوق

نشیند از دلم آتش کجا و آب کجا

4

به گفت و گوی تو مستغنیم ز نامه و پیک

خطاب دوست کجا قاصد و کتاب کجا

5

ز بس که مست توام روز و شب نمی دانم

که روز شیب کجا شد شب شباب کجا

6

فراق روی تو بر من سیاه ساخت جهان

کجاست شعشعه نور آفتاب کجا

7

بریز خون همه تا تورا نبیند کس

کجاست روی تو را طاقت نقاب کجا

8

به فقر عاریتی دعوت فتوت چند

سواد اصل کجا گونه خضاب کجا

9

جناب پیر مغان جامی آسمان علاست

کجاست مورد هر سفله آن جناب کجا

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور