غزل شمارهٔ 47

شاعر: جامی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: اب

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 10

صنف: غزل

Toggle stanza 1
بده به رسم صبوح ای حریف جام شراب
1

بده به رسم صبوح ای حریف جام شراب

که شیخ واقعه بین را گذشت عمر به خواب

2

ازان شراب که چون دیده را کند روشن

وجود کون نماید چنانکه هست سراب

3

ازان شراب که از جوش اگر فرود آید

قباب چرخ شود مضمحل در او چو حباب

4

ازان شراب که هر جا بود ز نشوه آن

هزار عاشق عارف هزار مست خراب

5

شدیم پیر و نداریم حسرتی بجز این

که بی تمتع ازین می گذشت عهد شباب

6

بریز بر سرما جرعه ای که آخر دور

بیاض شیبت خود را به آن کنیم خضاب

7

شراب خوردن و مست خراب جان دادن

سعادت ابد اینست جامیا دریاب

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

چه آفت ست نمی دانم این به زیر نقاب

که تا نمود نمود آنچه، سینه گشت خراب

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 116

اگر برافکنی از روی ناز طرف نقاب

بلرزد آینه برخود چوچشمهٔ سیماب

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 335

به‌روی‌نسخهٔ‌هستی‌که نیست جز تب وتاب

نوشته‌اند خط عافیت به موج سراب

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 336

چو شمع تا سحر افسانه می‌شود تب وتاب

نگاه برق خرام است جلوه‌ای دریاب

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 340

ز درد تشنه‌لبیها در این محیط سراب

دلی گداخته‌ایم و رسیده‌ایم به آب

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 341

رباب مشرب عشقست و مونس اصحاب

که ابر را عربان نام کرده‌اند رباب

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 313

اگر تو برفکنی در میان شهر نقاب

هزار مؤمن مخلص درافکنی به عقاب

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 25

مَتیٰ حَلَلْتَ بِشیراز یا نَسیمَ الصُّبْح

خُذِ الْکِتابَ وَ بَلِّغْ سَلامیَ الْأَحْباب

سعدیدیوان اشعارقطعاتقطعه شمارهٔ 1

ز خط رحیم نشد حسن یار با احباب

به چشم آینه از توتیا نیامد آب

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 900

زهی ز عارض گلرنگ، خونی می ناب

عرق به روی تو جام شراب در مهتاب

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 901

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور