غزل شمارهٔ 47
شاعر: جامی
Toggle stanza 1بده به رسم صبوح ای حریف جام شراب
بده به رسم صبوح ای حریف جام شراب
که شیخ واقعه بین را گذشت عمر به خواب
ازان شراب که چون دیده را کند روشن
وجود کون نماید چنانکه هست سراب
ازان شراب که از جوش اگر فرود آید
قباب چرخ شود مضمحل در او چو حباب
ازان شراب که هر جا بود ز نشوه آن
هزار عاشق عارف هزار مست خراب
شدیم پیر و نداریم حسرتی بجز این
که بی تمتع ازین می گذشت عهد شباب
بریز بر سرما جرعه ای که آخر دور
بیاض شیبت خود را به آن کنیم خضاب
شراب خوردن و مست خراب جان دادن
سعادت ابد اینست جامیا دریاب
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
چه آفت ست نمی دانم این به زیر نقاب
که تا نمود نمود آنچه، سینه گشت خراب
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 116
اگر برافکنی از روی ناز طرف نقاب
بلرزد آینه برخود چوچشمهٔ سیماب
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 335
بهروینسخهٔهستیکه نیست جز تب وتاب
نوشتهاند خط عافیت به موج سراب
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 336
چو شمع تا سحر افسانه میشود تب وتاب
نگاه برق خرام است جلوهای دریاب
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 340
ز درد تشنهلبیها در این محیط سراب
دلی گداختهایم و رسیدهایم به آب
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 341
رباب مشرب عشقست و مونس اصحاب
که ابر را عربان نام کردهاند رباب
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 313
اگر تو برفکنی در میان شهر نقاب
هزار مؤمن مخلص درافکنی به عقاب
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 25
مَتیٰ حَلَلْتَ بِشیراز یا نَسیمَ الصُّبْح
خُذِ الْکِتابَ وَ بَلِّغْ سَلامیَ الْأَحْباب
سعدیدیوان اشعارقطعاتقطعه شمارهٔ 1
ز خط رحیم نشد حسن یار با احباب
به چشم آینه از توتیا نیامد آب
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 900
زهی ز عارض گلرنگ، خونی می ناب
عرق به روی تو جام شراب در مهتاب
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 901
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

