غزل شمارهٔ 116

Toggle stanza 1
چه آفت ست نمی دانم این به زیر نقاب
1

چه آفت ست نمی دانم این به زیر نقاب

که تا نمود نمود آنچه، سینه گشت خراب

2

تو رخ بپوشی که از هفت پرده بنماید

چو آفتاب فروزنده از چهارنقاب

3

تو زلف را ز کله بشکنی عجب نبود

که دل به لنگر خورشید پروره به نقاب

4

مرا از ابروی تو شبه حسی رود به نماز

که سجده می کنیم و صورت ماست در محراب

5

تو می کشی و کسی را که می شود بیهوش

ذبیحه را چه خبر تا چه می کند قصاب

6

مرا که سوخته گشتم ز آفتاب رخت

ازان لب ار بتوانی، به شربتی دریاب

7

ولی سوال مرا در جواب می لنگی

مر که در شکر آلوده گشت پای دناب

8

شتاب می کندم عمر در فراق مکوش

ترا که از پس عمری بدیده ام مشتاب

9

چه سحرها که به مدح تو کرده ام پیدا

که خسرو اسفنم خوانده ای اولوالالباب

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

اگر برافکنی از روی ناز طرف نقاب

بلرزد آینه برخود چوچشمهٔ سیماب

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 335

به‌روی‌نسخهٔ‌هستی‌که نیست جز تب وتاب

نوشته‌اند خط عافیت به موج سراب

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 336

چو شمع تا سحر افسانه می‌شود تب وتاب

نگاه برق خرام است جلوه‌ای دریاب

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 340

ز درد تشنه‌لبیها در این محیط سراب

دلی گداخته‌ایم و رسیده‌ایم به آب

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 341

بده به رسم صبوح ای حریف جام شراب

که شیخ واقعه بین را گذشت عمر به خواب

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 47

رباب مشرب عشقست و مونس اصحاب

که ابر را عربان نام کرده‌اند رباب

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 313

اگر تو برفکنی در میان شهر نقاب

هزار مؤمن مخلص درافکنی به عقاب

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 25

مَتیٰ حَلَلْتَ بِشیراز یا نَسیمَ الصُّبْح

خُذِ الْکِتابَ وَ بَلِّغْ سَلامیَ الْأَحْباب

سعدیدیوان اشعارقطعاتقطعه شمارهٔ 1

ز خط رحیم نشد حسن یار با احباب

به چشم آینه از توتیا نیامد آب

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 900

زهی ز عارض گلرنگ، خونی می ناب

عرق به روی تو جام شراب در مهتاب

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 901

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور