غزل شمارهٔ 116
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1چه آفت ست نمی دانم این به زیر نقاب
چه آفت ست نمی دانم این به زیر نقاب
که تا نمود نمود آنچه، سینه گشت خراب
تو رخ بپوشی که از هفت پرده بنماید
چو آفتاب فروزنده از چهارنقاب
تو زلف را ز کله بشکنی عجب نبود
که دل به لنگر خورشید پروره به نقاب
مرا از ابروی تو شبه حسی رود به نماز
که سجده می کنیم و صورت ماست در محراب
تو می کشی و کسی را که می شود بیهوش
ذبیحه را چه خبر تا چه می کند قصاب
مرا که سوخته گشتم ز آفتاب رخت
ازان لب ار بتوانی، به شربتی دریاب
ولی سوال مرا در جواب می لنگی
مر که در شکر آلوده گشت پای دناب
شتاب می کندم عمر در فراق مکوش
ترا که از پس عمری بدیده ام مشتاب
چه سحرها که به مدح تو کرده ام پیدا
که خسرو اسفنم خوانده ای اولوالالباب
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
اگر برافکنی از روی ناز طرف نقاب
بلرزد آینه برخود چوچشمهٔ سیماب
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 335
بهروینسخهٔهستیکه نیست جز تب وتاب
نوشتهاند خط عافیت به موج سراب
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 336
چو شمع تا سحر افسانه میشود تب وتاب
نگاه برق خرام است جلوهای دریاب
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 340
ز درد تشنهلبیها در این محیط سراب
دلی گداختهایم و رسیدهایم به آب
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 341
بده به رسم صبوح ای حریف جام شراب
که شیخ واقعه بین را گذشت عمر به خواب
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 47
رباب مشرب عشقست و مونس اصحاب
که ابر را عربان نام کردهاند رباب
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 313
اگر تو برفکنی در میان شهر نقاب
هزار مؤمن مخلص درافکنی به عقاب
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 25
مَتیٰ حَلَلْتَ بِشیراز یا نَسیمَ الصُّبْح
خُذِ الْکِتابَ وَ بَلِّغْ سَلامیَ الْأَحْباب
SaadiDivan-e AshʿarQitʿatقطعه شمارهٔ 1
ز خط رحیم نشد حسن یار با احباب
به چشم آینه از توتیا نیامد آب
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 900
زهی ز عارض گلرنگ، خونی می ناب
عرق به روی تو جام شراب در مهتاب
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 901
Sources
Persian text source: Ganjoor

