غزل شمارهٔ 901

شاعر: صائب

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: اب

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 10

صنف: غزل

Toggle stanza 1
زهی ز عارض گلرنگ، خونی می ناب
1

زهی ز عارض گلرنگ، خونی می ناب

عرق به روی تو جام شراب در مهتاب

2

به پای آبله ریز آنقدر ترا جستم

که غوطه زد به گهر رشته های موج سراب

3

خرد به زور می ناب برنمی آید

مرو به کشتی کاغذ دلیر بر سر آب

4

هوای خانه به ویرانیش کمر بندد

کسی که خانه ز دریا جدا کند چو حباب

5

چه کم ز ریزش خوناب دل شود تب عشق؟

چه آب بر دل آتش زند سرشک کباب؟

6

کتاب جوهر شمشیر عشق را صائب

ز خون خضر و مسیحاست سرخی سر باب

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

چه آفت ست نمی دانم این به زیر نقاب

که تا نمود نمود آنچه، سینه گشت خراب

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 116

اگر برافکنی از روی ناز طرف نقاب

بلرزد آینه برخود چوچشمهٔ سیماب

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 335

به‌روی‌نسخهٔ‌هستی‌که نیست جز تب وتاب

نوشته‌اند خط عافیت به موج سراب

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 336

چو شمع تا سحر افسانه می‌شود تب وتاب

نگاه برق خرام است جلوه‌ای دریاب

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 340

ز درد تشنه‌لبیها در این محیط سراب

دلی گداخته‌ایم و رسیده‌ایم به آب

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 341

بده به رسم صبوح ای حریف جام شراب

که شیخ واقعه بین را گذشت عمر به خواب

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 47

رباب مشرب عشقست و مونس اصحاب

که ابر را عربان نام کرده‌اند رباب

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 313

اگر تو برفکنی در میان شهر نقاب

هزار مؤمن مخلص درافکنی به عقاب

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 25

مَتیٰ حَلَلْتَ بِشیراز یا نَسیمَ الصُّبْح

خُذِ الْکِتابَ وَ بَلِّغْ سَلامیَ الْأَحْباب

سعدیدیوان اشعارقطعاتقطعه شمارهٔ 1

ز خط رحیم نشد حسن یار با احباب

به چشم آینه از توتیا نیامد آب

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 900

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور