غزل شمارهٔ 336

Toggle stanza 1
به‌روی‌نسخهٔ‌هستی‌که نیست جز تب وتاب
1

به‌روی‌نسخهٔ‌هستی‌که نیست جز تب وتاب

نوشته‌اند خط عافیت به موج سراب

2

گرآرزو شکنی می‌شود عمارت دل

شکست موج بود باعث بنای حباب

3

دلیل غفلت ما نیست غیروحشت عمر

صدای آب ندارد به جز فسانهٔ خواب

4

که می‌خورد غم ویرانی عمارت هوش

بنای خانهٔ زنجیر ما مباد خراب

5

به‌جز شکستگی‌ام قبلهٔ نیازی نیست

سرحباب مرا موج بس بود محراب

6

درین چمن‌که‌گلش پرفشانی رنگست

گشودن مژه مفت است جلوه‌ای دریاب

7

ز موج، پرده به روی محیط نتوان بست

تو چشم بسته‌ای‌، ای بیخبر کجاست نقاب

8

به حبیب ساخت هوس تا تلاش پیش نرفت

کمند موج به چین آرمید و شد گرداب

9

غم ثبات طرب زین بساط نتوان خورد

بس است ریگ روان ‌گوهر محیط سراب

10

به فکر مزرع بیدل چرا نپردازی

اگر به ابر کرم صرفه‌ای‌ست برق عتاب

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

چه آفت ست نمی دانم این به زیر نقاب

که تا نمود نمود آنچه، سینه گشت خراب

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 116

بده به رسم صبوح ای حریف جام شراب

که شیخ واقعه بین را گذشت عمر به خواب

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 47

رباب مشرب عشقست و مونس اصحاب

که ابر را عربان نام کرده‌اند رباب

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 313

اگر تو برفکنی در میان شهر نقاب

هزار مؤمن مخلص درافکنی به عقاب

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 25

مَتیٰ حَلَلْتَ بِشیراز یا نَسیمَ الصُّبْح

خُذِ الْکِتابَ وَ بَلِّغْ سَلامیَ الْأَحْباب

سعدیدیوان اشعارقطعاتقطعه شمارهٔ 1

ز خط رحیم نشد حسن یار با احباب

به چشم آینه از توتیا نیامد آب

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 900

زهی ز عارض گلرنگ، خونی می ناب

عرق به روی تو جام شراب در مهتاب

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 901

اگر برافکنی از روی ناز طرف نقاب

بلرزد آینه برخود چوچشمهٔ سیماب

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 335

چو شمع تا سحر افسانه می‌شود تب وتاب

نگاه برق خرام است جلوه‌ای دریاب

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 340

ز درد تشنه‌لبیها در این محیط سراب

دلی گداخته‌ایم و رسیده‌ایم به آب

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 341

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور