غزل شمارهٔ 48

Toggle stanza 1
ابر تنک زند به زمین نرم نرم آب
1

ابر تنک زند به زمین نرم نرم آب

نی گرد و نی گل است نه سایه نه آفتاب

2

در کوه جام لاله پر از شبنم سحر

در دشت فرش سبزه تر از رشحه سحاب

3

وقت است اگر پیاده به صحرا برون رویم

دست از عنان ندیده عنا، پای از رکاب

4

همره بریم رغم سفیهان شهر را

ز اسباب عیش هر چه شمارد خرد صواب

5

با چند یار پاک ضمیر لطیف طبع

صافی دل لطیفه شناس دقیقه یاب

6

آمیزگارتر به هم از شیر با شکر

پیوند جویتر به هم از نقل با شراب

7

نی تلخ رانده بر لب شیرینشان مزاح

نی چین فکنده در خم ابرویشان عتاب

8

ور دلبری لطیف نماید ز غیب روی

چون ماه بی نقاب و چو خورشید بی حجاب

9

گاهی به آن غمزه خونریز در جدل

گاهی به این لعل شکربار در خطاب

10

آن خود عطیه ایست که در فصلها سخن

نتوان ادای شکر وصولش به هیچ باب

11

جامی دهان ببند که سرد آید این نفس

اکنون که صبح شیب دمید از شب شباب

12

اینها همه سراب و تو بسیار تشنه ای

بگذر که تشنگی تو ننشاند این سراب

13

خود را فکن به قعر محیطی که موج آن

بحر دو کون را ننهد قدر یک حباب

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ممسک اگر به عرض سخا جوشد از شراب

دستی بلند می‌کند اما به زیر آب

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 342

تا کی کنی عذاب و کنی ریش را خضاب؟

تا کی فضول گویی و آری حدیث غاب؟

رودکیابیات پراکندهشمارهٔ 18

خوابم ببسته‌ای بگشا ای قمر نقاب

تا سجده‌های شکر کند پیشت آفتاب

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 308

واجب کند چو عشق مرا کرد دل خراب

کاندر خرابه دل من آید آفتاب

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 309

بازآمد آن مهی که ندیدش فلک به خواب

آورد آتشی که نمیرد به هیچ آب

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 310

گفتی به پیش خواجه که این غزنوی غرست

زان رو که تا مرا ببری پیش خواجه آب

سناییدیوان اشعارقصاید و قطعاتشمارهٔ 9

آمد سحر به خانه من یار، بی حجاب

امروز از کدام طرف سر زد آفتاب؟

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 912

از اشک بلبل است رگ تلخی گلاب

نادان کند حواله ز غفلت به آفتاب

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 913

ای خوشه چین سنبل زلف تو مشک ناب

شبنم گدای گلشن حسن تو آفتاب

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 914

صبح ازل به خامه زرین آفتاب

بر لوح سیم چرخ نوشتند این خطاب

جامیدیوان اشعارقصایدشمارهٔ 7

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور