غزل شمارهٔ 913

شاعر: صائب

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: اب

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 11

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
از اشک بلبل است رگ تلخی گلاب
1
از اشک بلبل است رگ تلخی گلاب
نادان کند حواله ز غفلت به آفتاب
2
از روی آتشین تو دل آب می شود
از روی آفتاب شود چشم اگر پر آب
3
نتوان به هیچ وجه عنانش نگاه داشت
حسنی که شد ز حلقه خط پای در رکاب
4
از نازکی به موی میانش نمی رسد
هر چند زلف بیش کند مشق پیچ و تاب
5
در ابر از آفتاب توان فیض بیش برد
ما می بریم لذت دیدار از نقاب
6
از موجه سراب شود بیش تشنگی
پروانه را خنک نشود دل ز ماهتاب
7
اشک ندامت است سیه کار را فزون
در تیرگی زیاده بود ریزش سحاب
8
موی سفید ریشه طول امل بود
در شوره زار بیش بود موجه سراب
9
آرام نیست آبله پایان شوق را
مانع نگردد از حرکت آب را حباب
10
همت عطای خویش نگیرد ز سایلان
یاقوت و لعل رنگ نبازد ز آفتاب
11
در رد سایلند بزرگان زبان دراز
باشد دلیر کوه گرانسنگ در جواب
12
گر نیست نشأه سخن افزون ز می، چرا
مستی شود زیاده ز گفتار در شراب؟
13
در روی آفتاب توان بی حجاب دید
نتوان دلیر روی ترا دید از حجاب
14
بی مهری سپهر سیه دل به نیکوان
روشن شد از گرفتگی ماه و آفتاب
15
کامل عیار نیست به میزان دوستی
هر کس که هم خمار نگردد به هم شراب
16
مویش به روزگار جوانی شود سفید
چون نافه خون خویش کند هر که مشک ناب
17
این روی شرمناک که من دیده ام ز یار
صائب ز خط عجب که برون آید از حجاب

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ممسک اگر به عرض سخا جوشد از شراب

دستی بلند می‌کند اما به زیر آب

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 342

صبح ازل به خامه زرین آفتاب

بر لوح سیم چرخ نوشتند این خطاب

جامیدیوان اشعارقصایدشمارهٔ 7

ابر تنک زند به زمین نرم نرم آب

نی گرد و نی گل است نه سایه نه آفتاب

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 48

فی ایمن الزمان اتی احسن الکتاب

اعنی مثال عاطفت شاه کامیاب

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 49

تا کی کنی عذاب و کنی ریش را خضاب؟

تا کی فضول گویی و آری حدیث غاب؟

رودکیابیات پراکندهشمارهٔ 18

خوابم ببسته‌ای بگشا ای قمر نقاب

تا سجده‌های شکر کند پیشت آفتاب

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 308

واجب کند چو عشق مرا کرد دل خراب

کاندر خرابه دل من آید آفتاب

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 309

بازآمد آن مهی که ندیدش فلک به خواب

آورد آتشی که نمیرد به هیچ آب

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 310

گفتی به پیش خواجه که این غزنوی غرست

زان رو که تا مرا ببری پیش خواجه آب

سناییدیوان اشعارقصاید و قطعاتشمارهٔ 9

آمد سحر به خانه من یار، بی حجاب

امروز از کدام طرف سر زد آفتاب؟

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 912

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور