Toggle stanza 1
خط دمید از لب نوشین تو شیرین دهنا
1

خط دمید از لب نوشین تو شیرین دهنا

خضر خواند انبته الله نباتا حسنا

2

خامه صنع ثنای تو رقم کرد به حسن

برگل از سبزه نوخیز زهی حسن ثنا

3

درازل سر دهانت ز ملک خواست حکیم

نعره برداشت که سبحانک لا علم لنا

4

سست بنیاد بود وعده وصل از تو بسی

کی توان خانه امید برآن کرد بنا

5

عمرها پیش تو در ظل عنایت بودم

داغ هجر تو بدل کرد عنایت به عنا

6

از قفس چند زند لاف تکلم طوطی

یک نفس لعل شکرریز تو گو در سخن آ

7

مرد کو دست به زربخشی رندان نگشاد

به بود بسته کف او چو عروسان به حنا

8

گربه خروار بریشم نبود تاری چند

بس بود بر خرک عود ز اسباب غنا

9

می پرستان همه از صاف بقا در طربند

کام جامی چه بود جرعه ای از جام فنا

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور