غزل شمارهٔ 6
Toggle stanza 1خط دمید از لب نوشین تو شیرین دهنا
11
خط دمید از لب نوشین تو شیرین دهنا
خضر خواند انبته الله نباتا حسنا
22
خامه صنع ثنای تو رقم کرد به حسن
برگل از سبزه نوخیز زهی حسن ثنا
33
درازل سر دهانت ز ملک خواست حکیم
نعره برداشت که سبحانک لا علم لنا
44
سست بنیاد بود وعده وصل از تو بسی
کی توان خانه امید برآن کرد بنا
55
عمرها پیش تو در ظل عنایت بودم
داغ هجر تو بدل کرد عنایت به عنا
66
از قفس چند زند لاف تکلم طوطی
یک نفس لعل شکرریز تو گو در سخن آ
77
مرد کو دست به زربخشی رندان نگشاد
به بود بسته کف او چو عروسان به حنا
88
گربه خروار بریشم نبود تاری چند
بس بود بر خرک عود ز اسباب غنا
99
می پرستان همه از صاف بقا در طربند
کام جامی چه بود جرعه ای از جام فنا
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

