غزل شمارهٔ 2

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: م

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

Toggle stanza 1
بینمت ای خرد به کار تو گم
1

بینمت ای خرد به کار تو گم

کارگه چرخ و کارگر انجم

2

جست عالم ز خوابگاه عدم

چون ز امرت رسید بانگ که قم

3

کی شناسد تو را اسیر جهات

چه خبر پشه را ز خارج خم

4

بی تو دهقان چه سان برون آرد

گندم از خوشه خوشه از گندم

5

در جودت پی دوام آن کس

که زد آمد خطاب او دم دم

6

هستی غیر تو به فکرت عقل

دیده احول است و نقش دوم

7

شکل پروین و صورت مه نو

چیست ظاهر شده بر این طارم

8

دارد از زخم توسن قهرت

هم ز دندان نشان و هم از سم

9

خالی از لطفت امتداد حیات

زهرناک افعی است سرتا دم

10

جان جامی فدای مردانی

کز ملکشان گزیدی و مردم

11

زنده جاودان شدند همه

حیث ماتوا بحب مولاهم

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

از تو خالی نگارخانهٔ جم

فرش دیبا فگنده بر بجکم

رودکیمثنوی‌هاابیات به جا مانده از مثنوی بحر خفیفپاره 17

دوش چون صبح بر کشید علم

شد جهان از نسیم او خرم

سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 105 - در مدح امام زکی‌الدین بن حمزهٔ بلخی و نکوهش خواجه اسعد هروی

سلطان عشق خواست که خیمه بصحرا زند، در خزاین بگشاد گنج بر عالم پاشید.

چتر برداشت و برکشید علم

عراقیلمعاتلمعۀ دوم

محب و محبوب را یک دایره فرض کن که آن را خطی بدو نیم کند بر شکل دو کمان ظاهر گردد، اگر آن خط که می‌نماید که هست و نیست، وقت منازله از میان محو شود، دایره چنانکه هست یکی نماید، سر قاب قوسین پیدا آید.

می‌نماید که هست، نیست جهان

عراقیلمعاتلمعۀ چهاردهم

ای ز روی تو ماه چارده کم

قیمت یوسف از تو هفده درم

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 583

گرچه هست آفتابِ رحمتِ حق

شاملِ ذرّه ذرّۀ عالَم

جامیرسالهٔ اربعین(9) لُعِنَ عَبْدُ الدِّینَارِ، وَلُعِنَ عَبْدُ الدِّرْهَمِ. (جامع الترمذی)

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور