غزل شمارهٔ 2
Poet: Jami
Toggle stanza 1بینمت ای خرد به کار تو گم
بینمت ای خرد به کار تو گم
کارگه چرخ و کارگر انجم
جست عالم ز خوابگاه عدم
چون ز امرت رسید بانگ که قم
کی شناسد تو را اسیر جهات
چه خبر پشه را ز خارج خم
بی تو دهقان چه سان برون آرد
گندم از خوشه خوشه از گندم
در جودت پی دوام آن کس
که زد آمد خطاب او دم دم
هستی غیر تو به فکرت عقل
دیده احول است و نقش دوم
شکل پروین و صورت مه نو
چیست ظاهر شده بر این طارم
دارد از زخم توسن قهرت
هم ز دندان نشان و هم از سم
خالی از لطفت امتداد حیات
زهرناک افعی است سرتا دم
جان جامی فدای مردانی
کز ملکشان گزیدی و مردم
زنده جاودان شدند همه
حیث ماتوا بحب مولاهم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
از تو خالی نگارخانهٔ جم
فرش دیبا فگنده بر بجکم
RudakiMasnavi-haابیات به جا مانده از مثنوی بحر خفیفپاره 17
دوش چون صبح بر کشید علم
شد جهان از نسیم او خرم
SanaiDivan-e AshʿarQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 105 - در مدح امام زکیالدین بن حمزهٔ بلخی و نکوهش خواجه اسعد هروی
سلطان عشق خواست که خیمه بصحرا زند، در خزاین بگشاد گنج بر عالم پاشید.
چتر برداشت و برکشید علم
IraqiLamaʿatلمعۀ دوم
محب و محبوب را یک دایره فرض کن که آن را خطی بدو نیم کند بر شکل دو کمان ظاهر گردد، اگر آن خط که مینماید که هست و نیست، وقت منازله از میان محو شود، دایره چنانکه هست یکی نماید، سر قاب قوسین پیدا آید.
مینماید که هست، نیست جهان
IraqiLamaʿatلمعۀ چهاردهم
ای ز روی تو ماه چارده کم
قیمت یوسف از تو هفده درم
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 583
گرچه هست آفتابِ رحمتِ حق
شاملِ ذرّه ذرّۀ عالَم
JamiRisaleh-ye Arbaʿin(9) لُعِنَ عَبْدُ الدِّینَارِ، وَلُعِنَ عَبْدُ الدِّرْهَمِ. (جامع الترمذی)
Sources
Persian text source: Ganjoor

