غزل شمارهٔ 583
Poet: Jami
Toggle stanza 1ای ز روی تو ماه چارده کم
ای ز روی تو ماه چارده کم
قیمت یوسف از تو هفده درم
خاک پای مسافران درت
تاج فرق مجاوران حرم
سربلندی نیافت در ره تو
هر که ننهاد سر به زیر قدم
سر نپیچم ز خط فرمانت
گر نهی تیغ بر سرم چو قلم
بر تو سوز دل نشد روشن
تا نزد آتشم ز سینه علم
کرمت قتل ما تقاضا کرد
مگذر ای جان ز مقتضای کرم
شد ز شوق دهان تو جامی
آرزومند تنگنای عدم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
از تو خالی نگارخانهٔ جم
فرش دیبا فگنده بر بجکم
RudakiMasnavi-haابیات به جا مانده از مثنوی بحر خفیفپاره 17
دوش چون صبح بر کشید علم
شد جهان از نسیم او خرم
SanaiDivan-e AshʿarQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 105 - در مدح امام زکیالدین بن حمزهٔ بلخی و نکوهش خواجه اسعد هروی
سلطان عشق خواست که خیمه بصحرا زند، در خزاین بگشاد گنج بر عالم پاشید.
چتر برداشت و برکشید علم
IraqiLamaʿatلمعۀ دوم
محب و محبوب را یک دایره فرض کن که آن را خطی بدو نیم کند بر شکل دو کمان ظاهر گردد، اگر آن خط که مینماید که هست و نیست، وقت منازله از میان محو شود، دایره چنانکه هست یکی نماید، سر قاب قوسین پیدا آید.
مینماید که هست، نیست جهان
IraqiLamaʿatلمعۀ چهاردهم
بینمت ای خرد به کار تو گم
کارگه چرخ و کارگر انجم
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2
گرچه هست آفتابِ رحمتِ حق
شاملِ ذرّه ذرّۀ عالَم
JamiRisaleh-ye Arbaʿin(9) لُعِنَ عَبْدُ الدِّینَارِ، وَلُعِنَ عَبْدُ الدِّرْهَمِ. (جامع الترمذی)
Sources
Persian text source: Ganjoor

