غزل شمارهٔ 32
Toggle stanza 1نشست اشک روان زنگ محنت از شب ما
11
نشست اشک روان زنگ محنت از شب ما
نداد پرتو راحت طلوع کوکب ما
22
به نبض جستن ما ای طبیب دست میار
که سوخت رشته نبض از حرارت تب ما
33
سفید گشت چو پنبه ز گریه چشم و ز ضعف
به پنبه آب چکاند زمانه بر لب ما
44
نکرد در دلت ای ماه اثر اگر چه گذشت
ز نیلگون سپر چرخ تیر یا رب ما
55
چو خشت میل سر خم کنیم لیک نماند
جدا ز بزم تو یک خشتوار قالب ما
66
کجاست ساقی گلرخ که از رعونت زهد
شراب لعل بود داروی مجرب ما
77
ز جام مهر مگو جامیا و خم سپهر
که عار دارد از اینها علو مشرب ما
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

