غزل شمارهٔ 16

شاعر: جامی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ارا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 22

صنف: غزل

Toggle stanza 1
بساط سبزه فکندند کوه و صحرا را
1

بساط سبزه فکندند کوه و صحرا را

ز لاله آرزوی جام تازه شد ما را

2

کجاست ساقی گلرخ که رنگ لاله دهد

به بزم گل ز می لعل جام مینا را

3

ازان میی که فروغش اگر رسد به سهیل

عقیق ناب کند سبحه ثریا را

4

به طرف باغ نه امروز بزم عیش که هست

ترانه های عجب بلبلان شیدا را

5

می مروق و فصل بهار و صوت هزار

کجا به توبه شود میل طبع دانا را

6

دماغ عقل ز فکر زمانه سوداییست

پیاله ای دو سه درده علاج سودا را

7

به باده وقت خود امروز صرف کن جامی

گذار با کرم دوست کار فردا را

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

زمانه حله نو بست روی صحرا را

کشید دل به چمن لعبتان رعنا را

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 46

زهی بریخته بر لاله مشک سارا را

شکسته رونق خورشید گوهر آرا را

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 47

بر آن سرم که ز دامن برون کشم پا را

به جیب آبله ریزم غبار صحرا را

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 31

کسی چه شکر کند دولت تمنا را

به عالمی‌ که تویی ناله می‌کُشد ما را

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 37

نسیم شانه کند زلفِ موجِ دریا را

غبار سرمه دهد چشمِ کوه و صحرا را

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 40

صبا به لُطف بگو آن غزالِ رَعنا را

که سَر به کوه و بیابان تو داده‌ای ما را

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 4

اسیر شیشه کن آن جنیان دانا را

بریز خون دل آن خونیان صهبا را

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 212

ز بهر غیرت آموخت آدم اسما را

ببافت جامع کل پرده‌های اجزا را

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 218

کجاست ساقی جان تا به هم زند ما را

بروبد از دل ما فکر دی و فردا را

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 233

اگر تو فارغی از حال دوستان یارا

فراغت از تو میسّر نمی‌شود ما را

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 4

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور