Toggle stanza 1
مجلس پیر مغان است و پر از باده سبوها
1

مجلس پیر مغان است و پر از باده سبوها

طیب الله بها وقت کرام شربوها

2

هر طرف باده به کف درد کشانند نشسته

احسن الناس نفوسا و قلوبا و وجوها

3

عشق بحریست عجب ژرف که از موج پیاپی

کرده جوهای شگرف است روان از همه سوها

4

بجه از جوی و درین بحر فکن کشتی خود را

که درین بحر شود متحد آخر همه جوها

5

ما عجب تشنه جگر رطل گران باده فراوان

زان به تنگیم که تنگ است دهانها و گلوها

6

عاشقان روی کی آرند به خوبان نکو رو

گر نبینند عیان روی تو را در همه روها

7

ما گدایان در میکده هاییم چو جامی

بارها کرده به دریوزه پر از باده کدوها

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور