Toggle stanza 1
ماه من گر عیان کند خود را
1

ماه من گر عیان کند خود را

قبله عاشقان کند خود را

2

او فرشته ست جای آن دارد

کز نظرها نهان کند خود را

3

جرعه نوش لبش به آب حیات

زنده جاودان کند خود را

4

تیر اگر سرو قامتش بیند

پی خدمت کمان کند خود را

5

گر دهد دست شیر گردون را

سگ آن آستان کند خود را

6

چون کند سرمگی غبار رهش

چشم من سرمه دان کند خود را

7

گر تواند به وصف او جامی

پای تا سر زبان کند خود را

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور